هوالشاهد العلیم

در پی انتشار نوشتار «ولیّ و والی» و اعتراضات و اشکالات پدید آمده نویسنده مقاله با زبانی ساده تر برای فهم آسان توضیحاتی را به شرح زیر بیان داشت:

طبعا هدف از تحریر این نوشته اثبات حقانیت ولایت و حق حاکمیت و امامت حضرت علی ابن ابی طالب امیرالمونین(ع) بوده است لکن به سبک و روشی جدید مناسب زمان و عرف متداول امروز؛ این استدلال و اثبات برای افرادی غیر از همفکران و همنظران خودمان که نزد ما حقانیت حضرت علی(ع) اثبات شده و مسلم است بیان شده است. این ادله و مواردی که ذکر شده به صورتی است که هیچ کس از هیچ کدام از ادیان و مذاهب نتوانند ایرادات و شبهاتی به حقانیت حضرت علی ابن ابی طالب امیرالمونین(ع) وارد نمایند.

در ادامه مطلب قبلی () مسئله بعدی واژه امام است.

والی می تواند حکم کند بنابراین حاکم هم هست یعنی به دنبال عنوان «والی» عنوان «حاکم» می آید و حکومت.

امام از ریشه اَمّ یَأمُّ به معنای قصد شده است و والی ممکن است امام باشد یا نباشد چنانچه در قرآن کریم می فرماید:

وَ إِذِ ابْتَلىَ إِبْرَاهِمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنَّىِ جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَ مِن ذُرِّيَّتىِ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِينَ(البقره124)

در ادامه بحث قبلی ریشه واژه ولایت به بررسی «حق حکومت والی و مراتب ولایت» می‌پردازیم.

بحث دیگر بحث حکم، حکومت و حاکم است؛ با این بیان که آیا «والی» بعد از اینکه از ناحیه مُولیّان و مردم و کسانی که حق تولیّت دارند تعیین شد در این صورت حق حکومت هم دارد یا خیر؟

در ادامه مطلب قبلی (حق حکومت والی و مراتب ولایت) و سلسله مطالب قبلی در مورد مسئله ولایت، در اینجا به ادله قرآنی و روائی این موضوع می پردازیم.

در مجموعه کافی در کتاب «اسلام و کفر» در باب دعائم الاسلام، مرحوم کلینی 15 روایت مطرح کرده که البته عناوین متفاوتی دارد مانند اینکه «بنی الاسلام علی ثلاث او خمس» یا حقیقت دین و...

در ادامه بحث قبلی ولی و والی در واقعه غدیر به بررسی ریشه لغوی کلمه ولایت می‌پردازیم.

ریشه لغوی ولایت

بحث بعدی در رابطه با معنای ریشه ای واژه ولایت (واو،لام،یاء) است که هم در «والی» و هم در «ولیّ» به کار رفته است، (در جوامع دینی ما از این ریشه در کلمه دیگر به کار نرفته است) این ریشه به معنای «قرب و نزدیکی» است اما نه قربی که شیء ای در کنار شیء دیگر باشد که اگر این طور بود همان واژه قریب و قارب به کار می رفت لکن کلمه «ولیّ» و «والی» به کار رفته است، به لحاظ این که در واژه «و،ل،ی» نوعی قرب وجود دارد که وحدت و یگانگی درآن لحاظ شده است و «ولیّ» نسبت به صغیر و مجنون یا میّت دارای یک نوع وحدت تکوینی و خارجی است به نوعی والد نسبت به طفل خودش یک حقیقت است و جدائی بین والد که ولیّ صغیر است و صغیر نیست و بالعکس بین صغیر و والد نیز جدایی نیست بلکه به حسب نسب و تکوین، وحدت برقرار است. بین والد و مجنون نیز نوعی وحدت برقرار است و اگر شخصی فرزند او اگر چه صغیر نیست مجنون باشد والد «ولیّ» اوست و نوعی وحدت بین آنها برقرار است و بین میّت و ولیّ میّت نیز که یا زوج یا پسر بزرگتر و... است، نوعی وحدت نهفته است. این قرب و یگانگی اقتضاء دارد که هر آنچه شخص «ولیّ» برای خود لحاظ می کند برای «مولّی علیه» هم ملاحظه می کند و مصالحی که برای خود در نظر می گیرد برای «مولّی علیه» هم در نظر می گیرد.

اوقات شرعی


پنجشنبه , ۲۷ دی ۱۳۹۷
10 جمادى الأولى 1440
17 January 2019

ورود به حساب کاربری

پربازدیدترین مطالب