در ادامه بحث قبلی ولی و والی در واقعه غدیر به بررسی ریشه لغوی کلمه ولایت می‌پردازیم.

ریشه لغوی ولایت

بحث بعدی در رابطه با معنای ریشه ای واژه ولایت (واو،لام،یاء) است که هم در «والی» و هم در «ولیّ» به کار رفته است، (در جوامع دینی ما از این ریشه در کلمه دیگر به کار نرفته است) این ریشه به معنای «قرب و نزدیکی» است اما نه قربی که شیء ای در کنار شیء دیگر باشد که اگر این طور بود همان واژه قریب و قارب به کار می رفت لکن کلمه «ولیّ» و «والی» به کار رفته است، به لحاظ این که در واژه «و،ل،ی» نوعی قرب وجود دارد که وحدت و یگانگی درآن لحاظ شده است و «ولیّ» نسبت به صغیر و مجنون یا میّت دارای یک نوع وحدت تکوینی و خارجی است به نوعی والد نسبت به طفل خودش یک حقیقت است و جدائی بین والد که ولیّ صغیر است و صغیر نیست و بالعکس بین صغیر و والد نیز جدایی نیست بلکه به حسب نسب و تکوین، وحدت برقرار است. بین والد و مجنون نیز نوعی وحدت برقرار است و اگر شخصی فرزند او اگر چه صغیر نیست مجنون باشد والد «ولیّ» اوست و نوعی وحدت بین آنها برقرار است و بین میّت و ولیّ میّت نیز که یا زوج یا پسر بزرگتر و... است، نوعی وحدت نهفته است. این قرب و یگانگی اقتضاء دارد که هر آنچه شخص «ولیّ» برای خود لحاظ می کند برای «مولّی علیه» هم ملاحظه می کند و مصالحی که برای خود در نظر می گیرد برای «مولّی علیه» هم در نظر می گیرد.

در مورد «والی» نیز، شخص «والی» نسبت به «مولّی علیه» دارای نوعی وحدت و یگانگی است با این تفاوت که شخصی که ولایت به «والی» داده است می تواند ولایت را از او سلب کند، چنانچه او را جعل و نصب کرده است می تواند او را عزل کند امّا در ولایت «ولیّ»، ولایت قابل سلب نیست مگر اینکه شرایط تکوینی ولایت نباشد.

البته چنانچه گفته شد در مورد «والی» کسی که به والی تولیّت می دهد می تواند ولایت او را محدود کند. وحدت بین مولی و والی نوعی قرب است لکن وحدت تکوینی نیست بلکه وحدتی است که شخص «مولّی علیه» نسبت به والی خود قرار داده است. یعنی شخص «والی» را از خود می داند و جدای از خود نمی داند. به این جهت مشروعیت ولایت والیان به این صورت تثبیت می شود که اگر مولّی علیهمِ والیان به آنها ولایت دادند و با اختیار خودشان آنها را به عنوان «والی» جعل کردند، ولایت و صدارت و دولت آنها رسمیّت می یابد و مستقر می شود و اگر چنانچه در انتخاب این «والی» شرایط و احکام الهی لحاظ شده باشد و والی نیز رعایت احکام الهی را بکند در این صورت ولایت او مشروع است. در عین حالی که شخص والی چه بسا معصوم هم نباشد و خطائی از او رخ دهد او مورد مؤاخذه و مورد تعرض مولیّان او قرار می گیرد و می توانند او را مورد مؤاخذه و محاکمه قرار دهند و اگر چنانچه آن والیان معصوم باشند و ولایتشان با توجه به مشروعیت الهی باشد دیگر از این جهت مُولیّان، بر آنها نسبت به مؤاخذه والیان معصوم تکلیفی نیست. چنانچه اگر مُولیّان در ابتداء از عدم رعایت احکام شرعی از طرف «والی» غیر معصوم آگاه باشند، حق جعل و نصب او را ندارند و اگر بعد از نصب همین والیان غیر معصوم خلاف شرع مرتکب شوند مُولیّان موظف به نهی از منکر و عزل آنها هستند.

این بیان هم اعتقادی است و هم فقهی که می تواند در روابط دولتها با مردم استفاده شود.

 

در ادامه به موضوع حق حکومت والی خواهیم پرداخت...

اوقات شرعی


چهارشنبه , ۲۷ تیر ۱۳۹۷
5 ذو القعدة 1439
18 July 2018

ورود به حساب کاربری

پربازدیدترین مطالب